روزی امام صادق (سلام خدا بر او و اجداد پاکشان) به یکی از شاگردانش فرمود: «چه چیز از من آموختی»؟ شاگرد گفت: «آقا من از شما هشت مسأله یاد گرفتم». حالا توی این روایت،فقط دو تا مورد ذکر شده. حضرت فرمود: «آن‌ها را بیان کن تا بشناسم»

شاگرد گفت: «اوّل دیدم هر دوستی هنگام مردن از دوستش جدا می‌شه سپس همّتم را مصرف کردم دوستی انتخاب کنم که هیچ وقت از من جدا نشه بلکه مونس و یار تنهایی من باشه؛ آن دوست عمل خیر است که هیچ‌گاه از صاحبش جدا نمی‌شه». حضرت فرمود: «احسن بر تو! به خدا».

دوّم؛ شاگرد گفت: «مردمی را دیدم به حسب و نسبشان افتخار می‌کنند و گروهی را دیدم به مال و فرزندشان افتخار می‌کنند ولی من دیدم که در این‌ها فخری نیست و فخر بزرگ را در قول خدای تعالی دیدم که می‌فرماید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاکُمْ؛ (گرامى‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست) پس من سعی و کوشش کردم که در پیشگاه خدا گرامی باشم» امام فرمود: «احسن بر تو! به خدا».

براساس تفسیر اهل بیت علیهم السلام، زیر آیه ۱۳ حجرات

______

*تفکر بیشتر: چقدر امام خوشحال شدن که شاگردشون مبنای ارزشی زندگیش رو قرآن قرار داده. ☺️