فخر بزرگ؟

روزی امام صادق (سلام خدا بر او و اجداد پاکشان) به یکی از شاگردانش فرمود: «چه چیز از من آموختی»؟ شاگرد گفت: «آقا من از شما هشت مسأله یاد گرفتم». حالا توی این روایت،فقط دو تا مورد ذکر شده. حضرت فرمود: «آن‌ها را بیان کن تا بشناسم»

شاگرد گفت: «اوّل دیدم هر دوستی هنگام مردن از دوستش جدا می‌شه سپس همّتم را مصرف کردم دوستی انتخاب کنم که هیچ وقت از من جدا نشه بلکه مونس و یار تنهایی من باشه؛ آن دوست عمل خیر است که هیچ‌گاه از صاحبش جدا نمی‌شه». حضرت فرمود: «احسن بر تو! به خدا».

دوّم؛ شاگرد گفت: «مردمی را دیدم به حسب و نسبشان افتخار می‌کنند و گروهی را دیدم به مال و فرزندشان افتخار می‌کنند ولی من دیدم که در این‌ها فخری نیست و فخر بزرگ را در قول خدای تعالی دیدم که می‌فرماید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاکُمْ؛ (گرامى‌ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست) پس من سعی و کوشش کردم که در پیشگاه خدا گرامی باشم» امام فرمود: «احسن بر تو! به خدا».

براساس تفسیر اهل بیت علیهم السلام، زیر آیه ۱۳ حجرات

______

*تفکر بیشتر: چقدر امام خوشحال شدن که شاگردشون مبنای ارزشی زندگیش رو قرآن قرار داده. ☺️

یاریِ ولی!

اللهم... وَ أَلِنْ جَانِبَهُ لِأَوْلِیَائِکَ، وَ ابْسُطْ یَدَهُ عَلَی أَعْدَائِکَ، وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ، وَ رَحْمَتَهُ وَ تَعَطُّفَهُ وَ تَحَنُّنَهُ، وَ اجْعَلْنَا لَهُ سَامِعِینَ مُطِیعِینَ، وَ فِی رِضَاهُ سَاعِینَ، وَ إِلَی نُصْرَتِهِ وَ الْمُدَافَعَةِ عَنْهُ مُکْنِفِینَ، وَ إِلَیْکَ وَ إِلَی رَسُولِکَ صَلَوَاتُکَ اللَّهُمَّ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِذَلِکَ مُتَقَرِّبِینَ...

خدایا، دلِ ولیّت را برای دوستانت نرم، و قدرتِ او را بر دشمنانت گسترده بگردان. از رحمت، شفقت و دلسوزیِ او، به ما نیز عطا فرما. و ما را نسبت به او شنوا و فرمانبردار، و در راه به دست آوردن خشنودیش کوشا، و در یاری و دفاع از ایشان، مددکار قرار ده؛ تا به واسطه این‌ها، به تو و به پیامبرت که درودت بر او و آلش باد، تقرب جوییم.»

نوشته شده براساس دعای ۴۷ از صحیفه سجادیه، بند۶۴.

سلام بر ولی عصر، داعی الله مهربانم! 💚🌺

توضیحات این وبلاگ

زمانی که این وب را ساختم، هنوز به یاد دارم. الهی شکر برای لحظه هایی که در اینجا نوشتم.

یکی از بندگان خدا، پیشنهاد گفت که در قسمت توضیحات حدیث ثقلین را بگذارم.

بهترین پیشنهاد بود برای این وبلاگ و من بارها او را دعا گفتم.

آیه ای از قرآن کریم و حدیث ثقلین را قرار دادم. چند بار معنی حدیثی را که گذاشتم، خواندم؛ همان موقع احساس کردم ترجمه اشکال دارد.... اما بعدها فکر کردم خودم لابد متوجه نمی شوم و اشکالی ندارد..... خدایا ببخش و بیامرز!

بعد از سالها باز آن را خواندم این بار می گویم متن داخل پرانتز باعث شده متن ترجمه مبهم شود. "قرآن و اهل بیت" از هم جدا نیستند. پس آن را اصلاح می کنم. الهی شکر که نشونم دادی اصلاحش کنم. ازت ممنونم خدا. خدایا همه ما را راهنمایی کن تا در راه مستقیم تو باشیم و بمانیم.😊

متن حدیث:

قال رَسُولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ

إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِّي فِيهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا

همانا من در ميان شما دو چيز سنگين و گران ميگذارم، كه اگر بدانها چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت من أهل بيتم، و اين دو از يك ديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من درآيند، پس بنگريد چگونه پس از من در باره آن دو رفتار كنيد، آگاه باشيد كه اين (يعنى تمسك بعترت) آب خوشگوار و شيرين است پس بياشاميد، و آن ديگر (يعنى روى برتافتن از ايشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهيزيد.

ترجمه صحیح: «همانا من در میان شما دو چیز سنگین [و ارزشمند] باقی می‌گذارم؛ که اگر به آن دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترت من، اهل بیتم. و این دو از هم جدا نخواهند شد تا زمانی که بر کنار حوض بر من وارد شوند. پس بنگرید که چگونه پس از من درباره آن دو رفتار خواهید کرد. بدانید که این [پیوند با آن دو] آبی گوارا و شیرین است، پس از آن بنوشید؛ و آن [روی گرداندن از آن دو] آبی شور و تلخ است، پس از آن بپرهیزید.»

رستگاران ؟

أولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [5]

آنان بر طريق هدايت پروردگارشانند و رستگاران آنها هستند.

تفسیر اهل بیت زیر آیه ۵ بقره👇

امام علی (علیه السلام): آن‌کس که به فرمان‌برداری از خدا عمل کرده و به حکم خدا، حکم کند بیمی ندارد و از کسی نمی‌هراسد اؤلئک الّذین لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ.

امام علی (علیه السلام): نعمت‌های خداوند را برای خود به‌وسیله‌ی تسلیم به قضای او و شکر نعمت‌هایش، کامل سازید. پس هرکس بدان راضی نباشد از ما نیست و رو به‌سوی ما ندارد. همانا حاکم، به حکم کتاب خدا قضاوت می‌کند و از آن ترسی بر وی نیست؛ آنها همان رستگاران هستند.

امام عسکری (علیه السلام): از آنچه می‌ترسند نجات پیدا می‌کنند و به‌واسطه‌ی آنچه که به آن ایمان آورده‌اند پیروز و رستگار می‌شوند.

_____________

*تفکر بیشتر:

اگر کارها و تصمیم‌هایت بر اساس حرف خدا باشد، دیگر لازم نیست از کسی بترسی یا نگران باشی.

اگر واقعاً به خدا ایمان داشته باشی، او تو را از هر چه که می‌ترسی نجات می‌دهد و آخرش هم برنده و موفق می‌شوی.

وقتی اتفاقی برایت می‌افتد (حتی اگر آن‌طور که دوست داشتی نبود)، با شکر کردن و راضی بودن به تصمیم خدا، بگذار نعمت‌هایش در زندگی‌ات کامل شود.

اگر می‌خواهی دلت به محبت و مسیرِ اهل‌بیت (ع) گره بخورد، باید تهِ دلت به چیزی که خدا برایت خواسته راضی باشی؛ این نشانه‌ی دوستی واقعی است.

هر وقت گیر کردی، ببین قرآن چه گفته؛ همان‌جا همان حرف را بزن و عمل کن؛ این‌طوری هم کارهایت درست می‌شود و هم عاقبت بخیر می‌شوی.

شکایت؟

وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ [80]

و هنگامى‌كه بيمار شوم مرا شفا مى‌دهد.

نگاه کنیم به تفسیر اهل بیت علیهم السلام جلد۱۰، صفحه۵۶۴

عرزمی از پدرش نقل می‌کند که امام صادق (فرمود: «هرکس شبی بیمار شود و آن را نیکو پذیرفته و خدا را به خاطر آن سپاس‌گزاری کند، همچون عبادت شصت‌سال می‌باشد». پدرم گفت: «به حضرت عرض کردم: معنای نیکو پذیرفتن آن چیست»؟ فرمود: «بر [رنج و ناراحتیِ] آن بیماری صبر کند و کسی را از آنچه بر او گذشته باخبر نسازد و چون صبح کند خداوند را به خاطر آنچه بر وی گذشته سپاس گوید».

اجمیل‌بن‌صالح گوید: از امام صادق (در مورد حدّ و اندازه شکایت که برای مریض مکروه است پرسش شد، فرمود: «همانا مرد می‌گوید من امروز تب کردم و شب گذشته از جهت بیماری به بیداری به سر بردم درحالی‌که راست گفته و این شکایت نیست و همانا شکایت آن است که بگوید: «من به بلا و بیماری مبتلا شدم که هیچ‌کس به مانند آن گرفتار نگشته، یا آنکه بگوید: آن مرض و دردی که به هیچ‌کس نرسیده به من رسیده». و شکایت این نیست که بگوید: «دیشب [به‌واسطه‌ی شدّت مرض] نخوابیدم و امروز تب مرا فرا گرفت و مانند این (امور)».

_________

*تفکر بیشتر:

اگر شب بیمار شدی، با صبر و شکیبایی و بدون شکایت کردن به خدا سپاس بگو تا پاداش ۶۰ سال عبادت را بگیری. منظور از شکایتِ ممنوع این نیست که درد و سختی‌ات را تعریف کنی، بلکه نباید با غر زدن و اعتراض، خودت را از خدا شاکی نشان دهی. در واقع، تو می‌توانی واقعیتِ بیماری‌ات را بگویی، اما نباید طوری رفتار کنی که انگار دنیا به تو ظلم کرده یا درد بی‌مانندی به تو رسیده است.

عهد

اللّٰهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ، وَناصِراً لِمَنْ لَايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ، وَمُجَدِّداً لِمَا عُطِّلَ مِنْ أَحْكامِ كِتابِكَ، وَمُشَيِّداً لِمَا وَرَدَ مِنْ أَعْلامِ دِينِكَ وَسُنَنِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وآلِهِ

خدایا او را قرار ده پناهگاهی برای ستمدیدگان از بندگانت و یاور برای کسی که یاری برای خود جز تو نمی‌یابد و تجدیدکننده آنچه از احکام کتابت تعطیل شده و محکم‌کننده آنچه از نشانه‌های دینت و روش‌های پیامبرت (درود خدا بر او و خاندانش) رسیده است

سلام بر مهدی موعود🌹❤️

إيّاك‌َ نَعبُدُ وَ إِيّاك‌َ نَستَعِين‌ُ

[پروردگارا!] تنها تو را می پرستیم وتنها از تو کمک می خواهیم.

...او با شماست هرجا که باشید...

هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۚ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ۖ وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

اوست که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی و تدبیر امور آفرینش چیره و مسلط شد. آنچه در زمین فرو می رود و آنچه از آن بیرون می آید و آنچه از آسمان نازل می شود، و آنچه در آن بالا می رود می داند. و او با شماست هرجا که باشید، و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.

آیه ۴ سوره حدید

تو هستی و من دلم برات تنگ شده خدا

قَالَ لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَىٰ

فرمود: نترسيد. من با شما هستم. مى‌شنوم و مى‌بينم

سوره طه، آیه ۴۶

من به سوی تو شتافتم تا خشنود شوی

۞ وَمَا أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يَا مُوسَىٰ

ای موسی! چه چیز تو را شتابان کرد که قبل از قوم خود [در آمدن به کوه طور] پیشی گرفتی؟

قَالَ هُمْ أُولَاءِ عَلَىٰ أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَىٰ

گفت: پروردگارا! من به سوی تو شتافتم تا خشنود شوی. آنان گروهی هستند که اینک به دنبال من می آیند.

سوره طه، آیه ۵۳ و ۵۴